یسنایسنا، تا این لحظه: 19 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره

یسنا کوچولو

گلدشت 1

1390/4/21 13:08
نویسنده : یسنا
595 بازدید
اشتراک گذاری

جمنه ( جمعه ) با بابا و مامان رفتیم گردش  niniweblog.com   من میگفتم بریم

آبه علی مامان میگفت "فرقی نداره کجا بریم فقط بریم یه جایی که یسنا بازی

کنه آخه بچم چند روز مریض بوده از خونه بیرون نرفته " منو میگفتاniniweblog.com

به آبسرد که رسیدیم بابا گفت من شاتوت میخوام بریم یه درخت شاتوت

پیدا کنیم . از چند نفر آدرس گرفت ما هم رفتیم دنبال آدرس ولی از درخت

شاتوت خبری نبود که نبود   niniweblog.com دیگه حوصلم سر رفته بود که به جایی به

اسم گلدشت رسیدیم . یه باغ رستوران هم داشت . بابا گفت گرسنه اید ؟

ما هم گفتیم بلهههههه niniweblog.com رفتیم توی باغ .

میدونید اونجا چی بود ؟ دو تا جوجه اردک یکی سیاه یکی سفید . منم

دنبالشون کردم تا بگیرمشون اما اونا خیلی تند فرار میکردندniniweblog.com

بابا غذا سفارش داد . منم رفتم دنبال بازی . خیلی کیف داد .niniweblog.com

یه درخت توت سیاه پیدا کردم ولی دستم به توتاش نمیرسید به خاطر همین

هی شاخه هاشو میکشیدم به طرف خودم . یه آقاهه منو دید که دارم

تلاش میکنم اومد کمکم و چند تا توت واسم چید .

الان مامان داره میره بیرون . منم باهاش میرم . بقیشو بعدا" تغریف میکنمniniweblog.com 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)