سواد
من از شنیدن داستان خیلی لذت میبرم مخصوصا اگه کسی کتاب داستان واسم بخونه
چون عکس داره
بابا تازگی چند جلد از داستانهای شاهنامه رو خریده و شبها
واسم میخونه .gif)
دیروز رفتم خونه مامانی عالمی . از مامانی خواستم کتاب بخونه اونم برام خوند . من
باز هم میخواستم بخونه ولی مامانی گفت که کار داره و نمیتونه .
وقتی کارش تموم شد یک مداد و یک دفتر بردم پیشش و ازش خواستم به من نوشتن
یاد بده تا خودم بتونم کتابهامو بخونم .
مامانی گفت باید برم مدرسه تا
باسواد بشم اما من از مدرسه خوشم نمیاد . زود نوشتنو یادم بدید که من مدرسه
برو نیستم ..gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سواد
